الشيخ رسول جعفريان
311
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
3 - از جمله مسايلى كه در اين رابطه حايز اهميت است ، موقعيت اجتماعى جزيرة العرب در آن دوران است . مهمترين ويژگى حيات اجتماعى جامعهء جزيره العرب زندگى قبيلهاى بود . افراد در پناه قبيلهء خود مىزيستند و جز سران قبيله كسى بر آنان تسلّط نداشت . هر فردى از ناحيهء قبايل ديگر مورد تجاوز قرار مىگرفت . حمله به قبيلهء متجاوز ، امرى طبيعى و پيامد قطعىِ آن حادثه بود . وقتى اسلام انتشار يافت بسيارى از افراد قبايل مختلف بدان گرويدند ، آنها هر يك براى خود طايفه و قبيلهاى داشتند و قريش آزاد نبود كه افراد ساير قبايل را نيز مورد سختگيرى و تحت فشار قرار دهد . در اين ميان بسيارى از قبايل ، خطر دين جديد را براى « معتقدات قبلى » خود درك نمىكردند و لذا از گرويدن برخى افراد خود به « دين جديد » ممانعتى ، عمل نمىآوردند . در اين شرايط ، افراد مختلف مسلمان در پناه عشيره و قبيلهء خود محفوظ مىماندند ، و تنها مسلمانانى چون بلال ، عمار ، خباب بن ارتّ كه در مكه طايفه و قبيله و حمايتگرى نداشتند ، مورد آزار و شكنجه قرار مىگرفتند ، « 1 » گرچه اين ممكن بود كه خانوادهء يك تازه مسلمان ، خود به تعذيبِ وى بپردازند و او را حبس كنند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خود از كسانى بود كه با حمايت « بنى هاشم » و بخصوص حمايتهاى دليرانهء ابوطالب عليه السلام مصونيت داشت ، « ابوطالب » مؤمنى فداكار و با تدبير بود كه در لباس تقيّه به حمايت از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پرداخت . گفته شده است كه وقتى قريش تصميم گرفت دشمنى خود را بر ضد رسول خدا شدّت دهد و مسلمانان بنى هاشم به اجبار روانهء شعب ابى طالب روانه شدند ، به موازات آمدن مسلمانان بنى هاشم به شعب ، طايفهء نامسلمان بنى هاشم نيز به آنها ملحق شدند . اين همراهى به سبب روابط قبيلگى آنان با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود . « 2 » اميرمؤمنان على عليه السلام در اين مورد مىفرمايد : « [ قريش ] ناچارمان كردند تا به كوهى دشوارگذار بر شويم و آتش جنگ را براى ما برافروختند . اما خدا خواست تا ما پاسدار شريعتش باشيم و نگاهدار حرمتش ؛ مؤمن ما از اين كار خواهان مزد بود و كافرما از تبار خويش حمايت مىنمود . آن كه از قريش مسلمان گرديد ، آزارى كه ما را بود ، به دو نمىرسيد . چه ، يا همسوگندى داشت كه پاس او را مىداشت ، يا خويشاوندى كه به يارى وى همت مىگماشت ، پس او از كشته شدن در امان بود . » « 3 »
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 197 - 156 ، طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 248 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 13 ، ص 255 ( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 65 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 230 ( 3 ) . نهج البلاغه ، نامهء نهم